مرتضى مطهرى
84
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پر حرف نيست » اين است كه « هيچ پرحرفى عاقل نيست » اما سالبهء جزئيه عكس ندارد . ولى عكس نقيض بنا بر تعريف اول ، از لحاظ ايجاب و سلب مانند عكس مستوى است ، اما از جهت كليت و جزئيت به خلاف عكس مستوى است « 1 » ؛ يعنى موجباتِ اينجا در حكم سوالب آنجاست و سوالب اينجا در حكم موجبات آنجاست . در آنجا عكس موجبهء كليه و موجبهء جزئيه ، موجبهء جزئيه است ؛ در اينجا عكس سالبهء كليه و سالبهء جزئيه ، سالبهء جزئيه است . در آنجا گفتيم كه عكس سالبهء كليه ، سالبهء كليه است ؛ در اينجا عكس موجبهء كليه ، موجبهء كليه است . در آنجا گفتيم كه سالبهء جزئيه عكس ندارد ، در اينجا موجبهء جزئيه عكس ندارد . اما بنا بر تعريف دوم ، [ عكس نقيض و عكس مستوى ] از نظر ايجاب و سلب نيز با هم اختلاف دارند ؛ يعنى عكس موجبهء كليه ، سالبهء كليه است و عكس سالبهء كليه ، موجبهء جزئيه است و عكس سالبهء جزئيه ، موجبهء جزئيه است و موجبهء جزئيه عكس ندارد . براى احتراز از تطويل به ذكر مثال نمىپردازيم . « 2 »
--> ( 1 ) . [ به عبارت ديگر هرگاه عكس مستوى يك قضيه ، موجبه باشد عكس نقيض آن نيز موجبه است و هرگاه عكس مستوى يك قضيه ، سالبه باشد عكس نقيض آن نيز سالبه است ؛ اما اگر عكس مستوى يك قضيه ، كليه باشد عكس نقيض آن جزئيه است و بر عكس . ] ( 2 ) . آنچه تاكنون دربارهء تقسيمات و احكام قضايا گفتيم ، هم در قضاياى حمليه جارى است و هم در قضاياى شرطيه . عليهذا اين كه ما مثالها را از قضاياى حمليه انتخاب كرديم نبايد منشأ جمود ذهن گردد . ولى قضاياى شرطيه ، اعمّ از متصله و منفصله ، يك سلسله احكام خاص دارند كه به « لوازم متصلات و منفصلات » معروف است و ما براى پرهيز از اطاله ، از ذكر آنها خوددارى مىكنيم .